آقاجون...

نديده ..عاشق رنگ چشاتم آقاجون

مرده زلف سياتم آقاجون

رنگ چشمات ميدونم رنگه بهاره   ميدونم

 ميدونم عطر تنت عطر بهاره  ميدونم

ميدونم يه روز ميای به کلبه ام سر ميزنی

آخه تو بنده نوازی ميدونم

دلم من واسه ديدنت داره پرپر ميزنه

طاقت از کفم ميره  داره هی داد ميزنه

 ميگه من بی تو نمی تونم باشم ....................... آخه تو کی ميای

  

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۳ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()


گاهی بر هم نزدن خلوت يه دوست عين دوستی وتماميت اون رو حفظ کردن...

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۳ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ توسط yasamin نظرات ()


به بخت اگر باور داشته باشيم هم امروز يا هم امشب آرامش فرا می رسد تو را و مرا

از اين دم اگر لذت بريم  زندگی مان در دست های ماست و ما تنها بار مسئوليت مان را بر دوش می کشيم

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۳ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ توسط yasamin نظرات ()


بگذار که بر شاخه اين صبح دلآويز

 بنشينم و از عشق سرودی بسرايم

 آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال

پر گيرم ازين بام و به سوی تو بيايم

 پرواز به آنجا که نشاط است و اميدست

پرواز به آنجا که سرود است و سرور است

آنجا  که سراپای  تو در روشنی صبح

رويای شرابی است که در جام بلور است...

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۳ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()