نصف شب است و همه در خواب ناز و من "ویار" کردم  ! ویار عطر گلهای خوشبوی وطن  را که تب دار هست و نا آرام ... عطر نرگس ، یاس، مریم ...   

پ.ن اول :۴ گلدان با ١٢ لاله خریدم هنوز در انتظار هستم ،لاله هایم سرخ خواهند بود البت ...

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()


ساعتهاست که زل زدم به عکس
نمی دونم این منم که سر گذاشتم رو شونه تو یا تویی که دستت حلقه شده به  گردن من؟

+ نوشته شده در پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()


نمی دونی چرا و از کی شروع شد اما چشم باز میکنی و می بینی که وسط یه دپرسیون گنده داری غرق میشی  و دستی که به طرفت دراز شده  اونی باید باشه نیست، بیشتر فرو میری ،خواب چشاتو پر کرده
با خودت میگی
بخواب  بخواب ...
کم پیدا میشی
گم میشی
و میمیری
وقتی که بودن و نبودنت
یکی میشه

+ نوشته شده در پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()