قضاوت

چرا آدما نمی تونن منو اون جوری که هستم ببينن

و اون طوری که فکر می کنن می ببينن

منم يه ادمم مثل همه با همون دلتنگی ها با همون احساسات غریب قريب و لی کسی اينو کشف نکرده که من هم می تونم تو دنيايی اونا سهمی به قاعده يه سلول کوچيک داشته باشم و وقتی مرغک دلم می خواد از اين سو به اون سو  سرک بکشه کيف می کنم که به در وديوار دوستی  اونا اصابت کنه و من بدونم که هنوز زنده ام و هنوز توی بخشی از وجود يکی مثل خودم می تونم يه جای کوچيک داشته باشم ....

+ نوشته شده در دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۳ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط yasamin نظرات ()