مادر شاد شد، خندید از ته دل خندید و شکر خدا را کرد و من دست در دست مادر گذاشتم  و چشمانم را بستم و به یاد ندارم بعد از آن را ... همانند کودکی در آرامش مطلق ،فارغ از هر دغدغه ای... ‌بعد یکسال برای اولین بار یه خواب عمیق  چه لذت بخش بود ...

+ نوشته شده در چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٧ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ توسط yasamin نظرات ()