بنگر که چگونه میان این خلایق به صلیب چوبی و خونی مجازات و عبرت کشیده شدم..به جسم شکنجه شده ام..به روح خسته ام..به دستان بی طاقتم..به احساس فراموش شده ام..بنگر که چگونه در این ارتفاع سرد و ساکت به خود می لرزم..با چشمانی نیمه باز و اشک آلود به حال خود و دیگران می پیچم..بنگر که چگونه بزرگان و کوچکان به پیروی از آنان مرا به استهزا گرفته اند و شیشه دل و عقایدم را شکستند..
ای خدا بنگر این جنایت را که چگونه دارم تاوان آن همه مهر و خوبی را پس می دهم..
ای عیسی بنگر چگونه مبارزان راه مهر و محبت تو مرا بی رحمانه به صلیب مجازات و عبرت خویش کشیدند تا درسی خاموش باشد برای اهل احساس و حقیقت!..
ای مردمان بنگرید که چگونه تاریخ غفلت زدگان دوباره دارد برای ما فراموش شدگان تنها رقم می خورد...

                                                 نوشته شد توسط  اشکهای مسیح

+ نوشته شده در دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()