شادی آمد ،شادی رفت، شادی مرد...

معلم گفت تکرار کن : تن هرزه شرف داره  به دل هرزه و  این درس امروز را صد بار  نه هزار بار بخوان .

پ . ن :  وین / ساعت ۱ بعد از ظهر / کیوسک تلفن / دخترکی در حال جان دادن بود ...

+ نوشته شده در شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط yasamin نظرات ()