با اینکه اینجا کم میام اما گاهی اساسی دلم هوای این خونه را میکنه ... طاها  اسم این جا را گذاشته خونه سراسر ماتم ! شاید همین جور است  اما من این جا را با تموم غمهاش دوست دارم هر چند محض رضای خاطر یه دوست ،کلی از مطالبش رفته زیر خاک اما باز بوی ترا داره ...میدونی عزیز ،من هر راهی را که بگی رفتم اما لامصب تو از دلم نمیری که ! امشب اومدم همین جا باهات خداحافظی کنم همین جایی که بهت سلام کردم ...همونقدر  سخت بود به همونی سختی روز نخست ...
بهت گفته بودم که وقتش باید برسه تا فراموش کنم ،بالاخره رسید زمانی که باید ...اگه بودی یه دل سیر تو چشات نگاه میکردم و لب بر لبت میذاشتم و بی کلامی ازت جدا می شدم ... اما مدتهاست که نیستی مدتهاست...

پ.ن: هوا طوفانی ، دلم تنگ نیست اصلاً دیگه دلی نیست که تنگ باشه یا گشاد ...

+ نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()