یه انار توی دستم ،با چاقو چهار قاچ که میشه سرخی دونه هاش میزنه بیرون  و منو یاده تموم کادوهایی سرخی  که امروز سر راهم تو ویترین ها دیدم میاندازه ، قلب های سرخ ،گلهای سرخ ، جعبه های کادو  با روبان های سرخ ... بین این همه سرخی قسمت من دونه های انار سرخ ... 
  داشتم از دونه های انار میگفتم ،  نه ولش کن هر چیزی را که نباید گفت...

اÙ?ار<br/><a href=

+ نوشته شده در جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ توسط yasamin نظرات ()