مذاق عاشقی

            نه من بيهوده گرد کوچه و بازار می گردم

مذاق عاشقی دارم پی ديدار ميگردم

خدايا رحم کن بر من پريشان وار می گردم

 خطا کارم گناهکارم به حال زار می گردم

شراب شوق می نوشم به گرد يار می گردم

سخن مستانه می گويم ولی هوشيار می گردم

گهی خندم گهی گريم  گهی افتم  گهی خيزم

مسيحا در دلم پيدا و من بيمار می گردم 

 

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۳ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ توسط yasamin نظرات ()