اگه راست ميگی منو ببخش...

اونی که اون بالا نشستی و اين روزا آدما رو نظاره ميکنی مثل هميشه...  اگه راست ميگی منو ببخش ....بخشيدن اونايی که دائم سر به سجده دارن و دلشون از عشق پاکان لبريزه و تونستن توی اين وانفسا پاک بمونن که آسونه اگه راست ميگی منو ببخش . دارم بازم گم ميشم توی اين زندگی نکبتی که بيرونش مردمو کشته و توش خودم ديگه مثل قبل نا حبل المتينی هم نمی بينم که بهش چنگ بزنم راستش من اونقدر پرت شدم که ديگه با هرچه پاکی فرسنگها فاصله دارم  ...

 اگه زن و مرد  کوچيک و بزرگ  مسلمون غير مسلمون اين ايام در عزای حسين زار زدند  من چی که کردم اشکم نيومد مگه بياد فاصله ام با اين عشق ...

اگه دور و برم آدما ميدونستن که من چه کوفتی هستم اصلاْ سراغم نمی اومدن ...

 من که ميدونم کی هستم و چکار کردم  تو هم می دونی... حالا اگه راست ميگی منو ببخش ... 

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۳ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()