کاش عمر خوشبختی آدما اين قدر کوتاه نبود کاش گلهای لبخند روی  لب بچه های شهر من زودی پژمرده نمی شد... کاش صدای شکم های  گرسنه گوش فلک رو کر نمی کرد ...

 ميگن روزی که بياد هيچ گرسنه ای  هيچ محتاجی  توی دنيا نمی مونه ... روزی که بياد  آدما تو حسرت يه شونه که سر بزارن رو اون و گريه کنن  نمی ميرن ...

  ميگن ديگه اون روز دل تنگی معنی نداره  ... دلم برای عطر نرگس  توی سرمای زمستون تنگ شده  ... دلم پر از درد شده ...شايد هم خوشی زده زير دلم يا نه شايد شکستن تک تک آدما توی اين زمونه زهرماری منو اساسی بهم ريخته ... ولی ميگن يه روز مياد و همه دنيا ميشه غرق نعمت و سرسبزی و عدالت ... عدالتی که علی هم تشنه اون بود و آدما تحمل نداشتن !! يعنی اون روز آدما هم تحملشون بالا ميره!!!! ... 

 ميگن وقتی بياد دست ميکشه روی سر مردم و  عقل اونا جمع ميشه ( کامل ميشه )... دردی نمی مونه  که درمون نداشته باشه ....

 ميگن ميگن ميگن ... پس کی مياد ... پس کی ميای من که مردم ديگه !!! گل نرگس بس نيست اين همه هجران  .... انصافتو شکر من که  ديگه  بريدم  همين رو می خواستی ... يه سر بزنی چی ميشه ...احوال بپرسی آسمون به زمين مياد  ... قرار نيست که فقط به خوبا سر بزنی ... جدت که حال آدمای  بدتر از منو هم می پرسيد .. تويی که جدتت هم مشتاق ديدارت بود اگه بمن سر نزنی اگه حالمو  نپرسی که  من اوضاعم از اينم بدتر ميشه ... اون وقت ديگه دلم به کی خوش باشه ؟ اون وقت ديگه چطوری قرص و محکم ميتونم بگم من آقا دارم ...من مولا دارم... من بی کس نيستم

 راستی تو بگو من  تنها نيستم ... بگو که من تو رو دارم  بگو  بگو ....  

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۳ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()