ميگن آدم به چهل که ميرسه

 عاقل ميشه و به کمال نزديک

اما من به کودکی ام برگشتم  ...

 شاهدم اشکهايی که در اختيارم نيست

و خنده هايی که در دل آن هيچ نيست جز

 شاديی کودکانه از شيندن هر کلام مهربانی

 که مرا از تنهايی خويش بيرون کشد  

پس بگذاريد بخندم

وادارم کنيد  که بخندم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٤ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()