همين يه هفته پيش بود که وقتی تو آينه نگاه کردم ديدم چشام برق ميزنه ...

شاد بودم اتفاق تازه ای نيافتاده بودم اما من منتظر تمام اتفاق های خوب بودم که ميتونست بيافته ...

 و همين شد که خيلی ها که فکر شو نمی کردم آمدند توی زندگی من...

 ولی مثل هميشه عمر شادی ها خيلی کوتاهه و نبايد دل بست چشم تو که باز می کنه ردی ازشون نمونده ...

 يکی مياد و يکی ميره يعنی يه کاری ميکنه که بايد بره تا آدم دلش آروم بگيره...

ديگه دلم نميخواد تو آينه نگاه کنم ... چون اين بار هم از بس چشام پر آبه برق ميزنه ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٤ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ توسط yasamin نظرات ()