حبیبی

 لبانم تشنه ، تنم تب آلود وسوسه ای 

زمزمه ات  را که ترنم خوشی بود به بی کسی من

بگو ،هزاران بار بگو که من سیراب نمیشوم از عشق

حبیبی...

/ 5 نظر / 4 بازدید
حمیرا

چه ابتکار جالبی! شعر قشنگی بود به واژه های سپید، به دردی خاموش و رنگ باخته از شدت فریاد عاشقانه... [لبخند]

حمیرا

مرسی عزیز. همین که سر زدی لطف توست[گل]

پندار

ولی این تپل مپلی کنار صفحه خیلی نازه [قلب]