زود شروع شد...

روزهای ابری / بوی پائیز / هوا ی سرد/  و من می لرزم

از سرما / از تنهایی یا از نمیدونم  چه کوفتی  ولی من تموم مدت می لرزم

خوابم میاد اما نمی تونم بخوابم

تا چشام که گرم میشه ترا می بینم

نمیخوای که ببینمت  و من بیدار میشم و باز می لرزم...

/ 10 نظر / 5 بازدید
پندار

زمستون زود هم تموم میشه یاسمین عزیز. چه زمستون فیزیکی و چه زمستون فکری. اندکی صبر. اندکی تحمل.

مهرداد

خیزید و خزآرید که عهنگام خزان است اما بدانید . . که باد پاییز از جانب خوارزم وزان است . . پایان شب سیه سپید است [گل][گل][گل][گل][گل]

مهرداد

یه روزی یه جایی تو ایران بدون اینکه بخوام بدنیا اومدم ... سالها گذشت که با کمک یه دوست فهمیدم باید جایی باشم که لازم نباشه هر لحظه بخوام خودم رابرای کسی ثابت کنم و الان اینجام برای این که فقط میخوام یاسمین باشم همون جوری که باید... گاهی ابری گاهی بارونی ... کمتر شده که روزگارم آفتابی باشه... دوست داشتن را دوست دارم حتی اگه نتونم به زبون بیارم ... بسیار زیبا و دلنشین است[گل][گل][گل]

مهرداد

خیزید و خزآرید که هنگام خزان است اما بدانید که: . . باد پاییز از جانب خوارزم وزان است . . پایان شب سیه سپید است دوست خوبم

مهدیار

پاییز هیچ حرف تازه ای برای گفتن ندارد با این همه از منبر باد که بالا میرود درختان چه زود به گریه میافتند..........[گل]

hadi

lahze lahze zendegiye ensaan az jaanebe khodaa hemaayat shode ast[گل]

hadi

hamin ke liyaaghat daashti eede imame zamaanet ro be kasi tabrik begi khodesh kheyliye.khodaa raa shokr ke mitavaanam be to gooyam eedat mobaarak[گل]