رگ دهاتی مرحوم

شب جمعه ای خدا رحمت کنه!!!  مردی را میشناختم که روزگاری وکیل سر شناسی بود و بنام ، ایام جوانی موجب غبطه دوستانش، بس که خوش تیپ بود و مبادی آداب در هرمجلسی مه رویان در پی اش روان و او هم  دل نازک  ، میخواست مقاومت کنه اما آخه تا کی مقاومت ...و مابقی را خود حدیث مفصل  بخوان از این مجمل ...
در ۵٠ سالگی رسیده بود به اینکه اصلاً خدایی  در کار نیست و معاد و قیامت همه  حدیثی است که جمعی از خودشان در اوردند  برای استثمار احمقان روزگار ...
 از هر عقیده ای که بندی برایش بود اجتناب میکرد  تنها نقطه ضعف اش همسرش بود، زنی که ١۵ سال از خودش جوانتر و بسیار لوند و زیبا ، به این جا که میرسید میگفت این یکی  را نمیشه بی خیال بشم . می پرسیدند چرا؟ میگفت بذارید به حساب رگ دهاتی ام  ...  دین ، وجدان ، غیرت ،مردی ، قیودات همه چی بر میگشت سر جای اولش ...

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
طاها بذری

می گویند خدا را از هر کسی نباید گرفت. البته این ربطی به این پست ندارد که منظور پست قبل است. بعضی ها با ایمان زنده اند. شاید اشتباه باشد، اما به هر حال راه برای بازگشتشان هم سخت و ناهموار است. البته کمی که بخواهیم احساسات را کنار بگذاریم این دلتنگی ها از جنس آن دلتنگی هاییست که روانکاوان و روانشناسان بر درمانش هزاران نسخه می پیچند. اما نسخه چه سود وقتی طرف خودش می خواهد که حال در خود رفته اش را داشته باشد؟ اینجانب توصیه می کنم تکانی به خود دهید. دیگر غم و رنج و عذاب و سیاهی بس است. قلمو را به دست گیرید و رنگی بپاشید بر دل سیاه این وبلاگ و سر درش و از همه مهمتر موسیقی اش که انگار غم از دست دادن چیزهای مهم تر از زندگی را در دلت سنگین می کند. بروم تا نگفته اید پس چرا خود خوابت نگرفته؟ موفق باشید.

پندار

از این دهاتی ها کم پیدا میشن ها...!! [خنده]