اشکهای مسیح

              بنگر که چگونه میان این خلایق به صلیب چوبی و خونی مجازات و عبرت کشیده شدم..به جسم شکنجه شده ام..به روح خسته ام..به دستان بی طاقتم..به احساس فراموش شده ام..بنگر که چگونه در این ارتفاع سرد و ساکت به خود می لرزم..با چشمانی نیمه باز و اشک آلود به حال خود و دیگران می پیچم..بنگر که چگونه بزرگان و کوچکان به پیروی از آنان مرا به استهزا گرفته اند و شیشه دل و عقایدم را شکستند..
ای خدا بنگر این جنایت را که چگونه دارم تاوان آن همه مهر و خوبی را پس می دهم..
ای عیسی بنگر چگونه مبارزان راه مهر و محبت تو مرا بی رحمانه به صلیب مجازات و عبرت خویش کشیدند تا درسی خاموش باشد برای اهل احساس و حقیقت!..
ای مردمان بنگرید که چگونه تاریخ غفلت زدگان دوباره دارد برای ما فراموش شدگان تنها رقم می خورد...

                                                 نوشته شد توسط  اشکهای مسیح

/ 2 نظر / 3 بازدید
Eghlima

متن قابل تحسینی بود/موفق باشی[گل]

علیرضا

امروز هم مسیح همچنان بر دار است. باور نمی کنی؟ دلیلش این است که تا جز مسیح بر دار ندیده ای. مسیح امروز را در چهره ملیاردها فقیر؛ در چهره ملیونها انسانهای در بند دیکتاتورها برده هایی که تنها اسم کارگر دارند و حتی از حقوق بردگی هم چیزی به آنها نرسیده است؛ زنانی که زندگیشان خلاصه شده در قابلمه و غوری و مردانی که در راه عشق سر از زندان مهریه در می آورند؛ ماردرانی که به خاطر خرج فرزند و همسرانی که برای تامین مواد شوهرانشان .... میکنند؛ من آواره و.تنها ... است. وای چه قدر مسیح. مسیح دم از گناه خلق می زد و اینان حتی نمیدانند گناه یعنی چه و برای چه آمده اند که اینگونه بر دار شوند.